دارم یه فیلم کره‌ای میبینم، فیلم باحالیه. ازش خوشم میاد، نمی‌دونم چی می‌خوام بنویسم، ولی فقط برای اینکه یه تمرین باشه که حرف، بزنم می‌خوام بنویسم. موهاشو کوتاه کرده خوشگل شده، می‌گه پیشخدمت یه رستوران شدم جدیدا. راستش دلم یه تایم آروم می‌خواد بدون استرس و اضطراب. یاد پنیک‌هام سر کار قبلی میوفتم. حتی امروز صبح که میرفتم سرکار، نمی‌تونستیم نفس بکشم. ملاتونین میخورم که بخوام، نمی‌دونم ساید افکت داره یا نه، رابطه‌ام، البته اگه بشه بهش گفت رابطه، باهاش می‌دونم راه به جایی نمی‌بره، باید تمومش کنم، باید یه رابطه‌ی درست درمون بسازم با آدمی که درست درمونه؟! کارم ؟ راستش دارم فکر می‌کنم فردا برم بیمارستان ببینم نیرو نمی‌خوان احیانا؟ عام فری برگشت، خوبه که برگشتی حالا من اگه بخوام برم بیرون راحت تر می‌تونم برم. خدایا لطفاً یک کار خوب سر راهم قرار بده.:)))))