دیشب قبل خواب آرزو کردم بیدار بشم و یک صبح بارون خورده که هنوز هم بارونی نم نمه رو ببینم، انگار آرزوم انقدارم قوی نبود چون هوا ابری شد و یه قسمتی از شهر بارون زد، جایی که من نبودم ولی خب،
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم مهر ۱۴۰۴ ساعت 21:45 توسط
|
وبلاگ مخصوص ورود کردن به قضایا.