دلم میخواد فکر کنم تمام احساساتم رو توو روشویی یک ساعت قبل بالا آوردم، یا حداقل اگر کافی نبوده، تلاش کنم که خفه‌اشون کنم، طی چند روز گذشته حتی فکر کردم به اینکه قرص های ضد افسردگی رو امتحان کنم، تا هیچی حس نکنم، نه غم، نه شادی، هیچی.خالی باشم. امشب حالا با روانی که با ناخن‌های نامرئی روش خراش داده میشه، دارم فکر می‌کنم، بچه جون بس نیست؟ خجالت نمی‌کشی؟