برای دوستم نوشتم از یک گلوله وسط پیشونیم استقبال می‌کنم.

سیگارم رو انداختم سطل اشغالی دم کوچه و چندتا اپیزود سکس اند سیتی دیدم، اونجا که بیگ بعد ازدواج به کری برمیگرده. با اینکه بیگ تنها دوست پسری بود که کری داشت و ازش خوشم میومد اما دلم نمی‌خواهد اینجوری پیش بره، چون بیگ واقعا بهش اهمیت نمی‌ده و اینو ثابت کرد با ازدواجش. :)) میبینی آیا زندگی اینگونه راحت تر نیست پرداختن به روابط شکست خورده‌ی کارکتر سریالی که میبینی و قسر در رفتن از روابط شکست خورده‌ی خودت؟