قبلا آدم جالبتری بودم، حداقل برای خودم. خودم رو ناراحت میکنم، دنبال تایید آدمها هستم، دنبال دست مهربونشون، که کشیده بشه رو سرم، دروغ چرا گاهی به خودم میام میبینم شدم مامان، شدم همونی که همیشه انتقاد میکردم ازش. سخته. خیلی سخته. کاش میشد برم یه جا از نو شروع کنم.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۴۰۳ ساعت 0:39 توسط
|
وبلاگ مخصوص ورود کردن به قضایا.